چند روزی بود سمت چپ قفسه سینهام از درون درد سوزشی داشت. درد خفیفی بود، ولی همیشه بود. تا اینکه تصمیم گرفتم برم دکتر تا ببینم جریان چیه 
خلاصهاش کنم؛ دکتر رفتم، معاینه کرد و از پیشینهام پرسید، نوار قلب نوشت، نوار قلب رو انجام دادم و همه چی نرمال بود.
دکتر به من گفت که این دردها بیشتر حالت روان-تنی دارن و مربوط به جسم تنها نیستن. و توصیه کرد به مدت یک هفته، سعی کنم از اینترنت بسیار کمتر استفاده کنم و تا جای ممکن اصلا سراغ خبر یا موضوعهای تنشزا نرم.
این چند روز رو رعایت کردم، بهتر شدم، اما درد خفیف قفسه سینه همچنان تو پسزمینه زندگیم وجود داره و بهبود کامل نیافته.
دلیل کمتر حضور داشتنم به خاطر همین موضوعه.
حالم خوبه دوستای خوبم
فقط به استراحت روحی نیاز دارم.
این چند روز تعطیل یه مسافرت کوتاه میرم، نه برای خوشگذرونی، بلکه برای بازیابی و ترمیم.
امیدوارم حالتون همیشه خوب باشه و با دل خوش به زندگی ادامه بدین 
این پست رو تو کانال تلگرامم هم میذارم الان. اینترنت کمابیش بالا میاد، ولی این وبلاگ رو هم نگه میدارم برای روزهای مبادا که راه ارتباطیمون قطع میشه.
مراقب خودتون باشین حتما
و هر موقع حس کردین تنها هستین، بدونین که یکی اینجا هست که به یادتونه و از راه دور دوستتون داره 
این روزها، باشگاه و ورزش شده بهترین دوست من 
با وجود اینکه تماموقت سر کار هستم و فرصت کمی دارم، اما سه روز در هفته میرم باشگاه و سعی میکنم زندگیام رو منظمتر و بهتر کنم.
باشگاه باعث شده هم استرسها خیلی بهتر مدیریت بشه، هم اعتماد به نفس بالاتر بره و هم تغذیهام سالمتر و بهتر بشه.
خیلی از آدمها این روزها برای مدیریت استرس، روی میارن به تنقلات ناسالم، الکل، دود، رفتارهای پرخطر.
ولی طبق تجربه میتونم بگم که هیچی بهتر از ورزش و تغذیه سالم، متعادل و پرپروتئین نمیتونه حال روحی و جسمی آدم رو خوب کنه و برای استقامت در برابر استرسهای این روزها، به این خوبی شارژمون کنه.
تصمیم دارم زینپس ماست یونانی پرچرب، جو دوسر پرک، سوسیس خانگی که خودم به شیوه سالم درست میکنم، سبزیجات بیشتر، ادویهجات سالم، و نوشیدن آب بیشتر رو به زندگیام اضافه کنم.
امیدوارم همهمون بتونیم با حال روحی و جسمی خوب، از این شرایط سخت عبور کنیم و سلامت روانمون رو هم حفظ کنیم.
یه روش جالبی هست برای حفظ سلامت روان به نام داستان درمانی یا همون Narrative Therapy.
روشش اینجوریه که یه داستان مثبت با شخصیت خودمون یا شخصیتی که درست میکنیم، میسازیم و این داستان رو جوری پیش میبریم که بتونیم مسائل حلنشده زندگی رو به کمکش حل کنیم و کنترل زندگی رو به دست بگیریم.
مثلا فرض کنیم الیشاع میخواد کار ایکس رو انجام بده ولی براش اهمالکاری میکنه. برای اینکه به کمک داستان درمانی بتونم این مسئله رو حل کنم، میام داستان الیشاع رو مینویسم در دنیایی فرضی با توصیف کامل. حسهاش رو توصیف میکنم. تو این داستان، الیشاع کمکم اون کار رو شروع میکنه، با موانعش مواجه میشه، گاهی شکست میخوره و در نهایت از پس مسیر برمیاد.
این داستان به الیشاع کمک میکنه تا هم مسیر اون کار براش شناختهشدهتر بشه و دیگه ترس از ناشناختهها نداشته باشه، هم بتونه راحت با بازتعریف داستان، به اهمالکاریش غلبه کنه و کمکم پا تو شرایط واقعی بذاره.
یکی از بهترین ابزارها برای نوشتن داستان درمانی، هوش مصنوعیه! حالا چه چت جیپیتی، چه گروک، چه دیپ سیک، هر کدوم که تو این شرایط بالا میاد، میشه ازشون خواست یه داستان جامع و کامل بنویسن درباره شخصیتی به نام ایکس که در شرایط اینچنینی قرار داره و میخواد به فلان موضوع غلبه کنه. میشه از هوش مصنوعی خواست که داستان رو تا حد ممکن واقعبینانه و پرجزئیات بنویسه که تا جای ممکن رنگ و بوی واقعی داشته باشه، نه انگیزشی دروغین.
به کمک داستان درمانی میشه خیلی از مسائل رو حل کرد 
مثلا اگه کسی اضطراب اجتماعی داره، شرمهای نهفته داره، حسرت گذشته و آینده داره، اهمالکاری داره، و ... همه رو میشه در دل داستان درمانی حل کرد. به شیوهای سالم و قوی در فضای شیرین داستانهای کوتاه یا طولانی و ادامهدار حتی.
به امید آرامش و امید برای همهمون 